زندگی نامه شهید حسین رمضانی

 

*نگاهی به زندگی شهید حسین رمضانی *

بسم الله الرحمن الرحیم

«ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل ا... اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون»

«به کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده نگوئید، زیرا آنها زنده اند و لکن شما نمیدانید. »

بنام پروردگاری که هستی از برای اوست و موجود را آفریده تا وجود را دریابد . آغاز می کنیم با آنکه حقیقتی است مطلق و اینگونه آدم را آفرید که در طی مراحل تکاملی اش از جماد ونبات و حیوان به یکباره پر کشد . بنگر که از کجا تا بکجا می توان رفت در بلندای غرور اما در اوج تواضع ، حیات را و نیز هستی را به نظاره می نشاند خود را هدیه می دهد تا طعم قرب به او را بیابد و اینجانب که ندای خدایش یگانه معبودش را با گوش جان می شنود که" لقد خلقنا الانسان فی کبد"حقیقتاً انسان را در سختی و رنج آفریدیم و می کوشد که در پهندشت ابتلائات خستگی ناپذیر او را بجوید و کاروان عشاق ، از هابیل تا اسماعیل ، و از محمد (ص) تا علی (ع) و از سمیه تا عمار ،ابوذر، سلمان ، بلال و از حسین (ع) تا دیگر منجیان راه انسانیت و تا خمینی کبیر پیش می تازد و بوی خاک کربلا را با نسیم عرفان برجان خونرگ عارفان به ارمغان می آورد ، رسم عاشق مبارزه است ، مبارزه با آنچه مسیر غیر خدائی را می پیماید و چنین هدف والائی شاهد می طلبد و شهیدان گواهان چنین خط خون رنگند . و بهتر آنکه حقایق را بازگو کنیم ، شاید دمی از این سرای حوادث و ماجراها خود را بیرون می کشیم تابا شنیدن ایثارها ، خون مسئولیت و تعهد را در رگهای منجمد و متعفن حیاتمان بجریان اندازیم و انسانی که لحظه ای طعم آن را حس کند . دیگر حاضر به پذیرش بی قیدیها و در دنیای پرچیها تا انتهای عمر بوسیدن نیست دراین یادواره ترا با زندگی 27 ساله برادری آشنا می سازیم که تجسم بخش قدرت اسلام در تعالی انسانهاست زندگی نامه اش را با تمامی وجودبخوان و آنگاه خویش را با او مقایسه کن و بنگر که از آنهمه خروش حرکت ، وارستگی ، شهادت طلبی در خود نشان داری و آنگاه کمبودهایت را با پای گذاشتن درجای پای شهیدان جبران کن که بهشت را به بها می دهند نه به بهانه با آقای حسین رمضانی در تیر ماه سال 1333 هجری شمسی چشم به جهان گشود در حالی که کودکی شاداب و بسیار چهره نورانی داشت در سنین نوجوانی حلال و حرام را بخوبی تمیز می داد و از حرام جداً دوری می کرد حسین مردی بود مومن و با تقوا او همیشه خود را از دیگران پایین تر می دانست و هیچوقت از خودش تعریف نمی کرد .

هرگز سعی بر این نداشت آنچه را که در راه خدا وبرای رضای حضرت حق انجام می دهد برای دیگران بازگو کند . همیشه لباسهای ساده می پوشید وهیچگاه غذای سیر نمی خورد اغلب روزها را روزه می گرفت و گاهی از شبها را گرسنه می خوابید . برلبانش همیشه لبخندی سوزان بود و معمولاً آرامش عجیبی بر روحش حاکم بود و نگاهش نافذ بود مانند مهتاب تیز بین در موارد مسائل شرعی بسیار حساس بود قلبش مملو از عشق و روحش پاک و بی آلایش . او بقدری رازی بود که همه چیزیش را فدای اسلام کند . پیروزی انقلاب در 22 بهمن1357حسین که کاملاً به خطر ضد انقلاب واقف بود. پس از گذشت مدتی ضد انقلاب حسینی را بخوبی می شناخت ودانست با وجود حسین و حسینها با آن همه اخلاص و ایثار و توطئه ها را به جایی نمی برد و نابودیشان حتمی است و روز چهارشنبه خرداد ماه 1358 معروف به چهارشنبه سیاه ضد انقلاب دست به توطئه شومی زد . حسین که به توطئه شوم ضد انقلاب در آنروز آگاهی داشت و می دانست که این توطئه ها از کجا سر چشمه می گیرد . فعالانه در سر کوب و نابودی ضد انقلاب کوشید در شهریور 1359 جنگ تحمیلی آغاز گردید.او نیز مانند تمامی سربازان ابی عبدا... (ع) سلاح بدست گرفت و به جبهه جنگ رفت و با مشاهده شهادتهای یارانش در تصمیم خود مصم شد و خود را برای لقاء ا... آماده نمود . پس از پیروزی آبادان به موطن بازگشت و بازن و بچه اش تجدید دیدار کرد و همین که شنید برای آزادی خرمشهر داوطلب می خواهند .

از طریق سپاه پاسداران ثبت نام کردوبه جبهه اعزام شددرآخرین دیدارباتمام آشنایان ودوستان وداع کرد . خانواده حسینی سعی کردند او را از تصمیم به رفتن باز دارند. اما حسین چنین گفت : اگر به جبهه نروم این یک تکلیف شرعی والهی است برادرش گفت می دانم برای این خاطر می گویم . چون خواب دیده ام شهید شده ای حسین در حالی که گریه می کرد بالحن آرام ومطمئن گفت این را خودم می دانستم که شهید می شوم به همین خاطر غسل شهادت کرده ام و از طرف بسیج و سپاه به جبهه اعزام می شوم و بدینسان در مورخه 28/2/1361 ، توسط دژخیمان حزب بعث با ترکش خمپاره در حالی که تانکهای دشمن را یکی پس از دیگری ساقد می کرد ، در خون خود غلطید و با شعار الله اکبر و لااله الا ا... به درجه رفیع شهادت نائل گشت . چه گوارا خونی که در راه خدا ریخته شود .

باللهم الرزقنی توفیق شهاده فی سبیلک

اللهم الرزقنی شفاعه الحسین (ع) یوم الورد

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (ع) خمینی را نگهدار

روحش شاد

راهش پر رهرو باد