زندگينامه شهید عبدا.. حسین زاده زاویه  


     *نگاهی به زندگي شهید عبدا.. حسین زاده زاویه   *

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نام شهید : عبدا... حسین زاده زاویه                            محل شهادت : سقز
نام پدر : داود                                                       نام عملیات : اعزامی
تاریخ تولد : 1349                                                 سن شهادت : 20 سال
محل تولد : شهرری                                                آخرین سمت : مکانسین
تاریخ شهادت : 7/5/69                                            میزان تحصیلات : سیکل
محل خدمت : اداره کل پشتیبانی فنر ارتباطات شهری

خلاصه :

متولد 1/2/1343 تهران و در سال 1368 با عنوان مکانیسین الکترونیکی به استخدام شرکت مخابرات در آمد .
از آنجائیکه شهید در گذشته فعالیت هایی در بسیج داشته بار دیگر بدرخواست آن نهاد به مناطق جنگی کردستان
اعزام شده ، عاقبت بعد از خدمت رسانی بدست عوامل دشمن در سقز به شهادت رسید .

مزار : بهشت زهرا (قطعه 4 ردیف 38 شماره 3)

زندگی نامه :
پسری مظلوم و مؤمن بود ، نجابت خاصی داشت . از همان سنین کودکی به نماز و روزه و کارهای دینی علاقه ی شدیدی نشان می داد . در نماز جماعت شرکت می کرد ، روزها به مدرسه می رفت و می آمد و معمولاً بعد ازظهرها هم در منزل به درس خواندن می گذراند . اهل کوچه و ... نبود .
به بسیج می رفت و خیلی فعال بود ، علاقه ی زیادی ، به خواندن قرآن داشت .لباس های ساده و معمولی می پوشید . از عطرهای خوشبو به سنت پیغمبر ( ص ) هم استفاده می کرد . ظاهری آراسته داشت . از جمله تفریح های او موتورسواری و شنا بود . شب های جمعه به مجالس حاج منصور می رفت . معمولاً شب ها تا دیر وقت به خواندن قرآن و نماز شب مشغول بود ، به خصوص در شب های ماه مبارک رمضان تا هنگام سحر به عبادت و راز و نیاز مشغول بود .
همیشه سفارش به نماز ، خصوصاً نماز جماعت می کرد . به حجاب خانم ها خیلی اهمیت می داد ، و بالاتر از همه ی این ها خیلی به خاندان رسول ا... علاقه داشت. همیشه صبح ها بعد از نماز صبح ، زیارت عاشورا می خواند .
به زیارت امام رضا ( ع ) زیاد می رفت . به زیارت حضرت عبدالعظیم علاقه ی خاصی داشت ، سال تحویل را در حرم آن بزرگوار می گذراند . به امام و رهبرمان ، پیرو مرادمان خیلی اهمیت می داد ، به سفارشات او گوش می داد ، در سخنرانی ها و راهپیمایی ها شرکت می کرد و به زیارت اهل قبور و شهدا خیلی اهمیت می داد و بالاخره به فرمان رهبر درس را کنار گذاشت و به جبهه رفت . عاشق از جبهه و عملیات بود . به مرخصی که می آمد دائم به دعا و نماز مشغول بود ، در مسجد و بسیج نیز به فعالیت می پرداخت . تحصیلات را در سطح سیکل ناتمام گذاشت ، و در اداره ی مخابرات مشغول به کار شد .او مکانسین مخابرات بود و تصمیم داشت که وقتی اوضاع جنگ کمی رو به راه شد ، به تحصیلات خود ادامه دهد . اما پس از درگیری که در کردستان اتفاق افتاد ، راهی آنجا شد ؛ و به لقای پروردگار شتافت و همیشه می گفت لذت دو جهان در جبهه هاست .


روحش شاد
رسم عاشق نیست ، با یکدل دو دلبر داشتن
یا ز جانان یا زجان ، باید که دل برداشتن !