زندگی نامه شهید محمدرضا اعرابیان

 

*نگاهی به زندگی شهید محمدرضا اعرابیان *

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه ای از وضعیت خانوادگی والدین از جهت بنیه مالی و فرهنگی و مذهبی در دوران طفولیت دوران جوانی و سیر تحصیلات :در دوران طفولیت از خانواده ای بسیار ضعیف از نظر مادی بدنیا آمده است. در آنزمان بدست آوردن معاش برای خانواده کاری دشوار بود و از نظر فرهنگی و مذهبی از خانواده ای بسیار مومن و متعهد بزرگ شده است . وسیر تحصیلات دوران جوانی بهمین شکل تا دیپلم به زندگی خود ادامه داد .

موفقیت و وضعیت فعلی خانواده شهید ،تعداد فرزندان ، سن و تحصیلات آنها: وضعیت خانواده نسبتاً خوب و از حقوق و مزایای بازنشستگی پدر شهید استفاده می شود تعداد فرزندان در حال حاضر 3 نفر می باشد . بنامهای علی اعرابیان کارمند تحصیلات سیکل2-زهره اعرابیان محصل کلاس سوم ابتدای سن - 12 سال 3- صدیقه اعرابیان محصل اول ابتدائی سن 7 سال.

سابقه فعالیتهای فرهنگی ، سیاسی ، مذهبی ، اجتماعی در قبل و بعد ازانقلاب: سابقه قبل از انقلاب هر شب در سخنرانیهای حاج آقا کافی درمهدیه تهران شرکت می نمود و دردوران انقلاب در تمام راهپیمائیها شرکت می کرد واز نظر سیاسی اعلامیه های امام را بدست آورده و بعد از تکثیر کردن آنها را در بین مردم پخش می کرد . در تمام درگیریهای خیابانی شرکت داشته و چند بار دستگیر شد و به طریقی آزاد گردید و بعد از انقلاب هم در سپاه در شهرستان زنجان شروع به فعالیت نموده و در تهران مواظبت از بیت امام می نمود و با تقاضای شرکت مخابرات بعد از دو سال به سرکار خود بازگشت .

خاطره مهم و شاخص از فعالیتهای فوق الذکر از ایشان قبل و بعد از انقلاب: خاطره مهمی در خاطرمان نیست . ولی خاطره کوچک از جبهه ایشان داریم که ذکر می کنیم . او یک شب درجبهه بود و چند روزی به جمعه مانده بود که خواب می بیند که سیدی نورانی بخواب او می آید و میگوید من از تو خوشم آمده است و می خواهم بنزد خودشان ببرم از او سئوال می شود شما کیستید او در جواب می گوید من سیدی هستم که از آن دنیا آمده ام و غیب می شود . یک خاطره دیگر در گردان آنها اکثراً بی سواد بوده اند از مخارج خودش برای بی سوادها دفتر و قلم و کتاب می خرد و به آنها درس می دهد . ناگفته نماند در جبهه اینکار را انجام می داده است .

شرحی از روش اخلاقی و طرز برخورد ایشان با مردم و دوستان و فامیلها: ایشان جوانی بسیار خوشرو و مهربان و دلسوز بود و از کوچک تا بزرگ را دوست می داشت و با همه مهربان بود و همیشه لبخند در لبانش نقش بسته بود . همه دوستان و آشنایان از صمیم قلب او را دوست می داشتند ، کلامش سنجیده و رفتارش سنگین بود .

روحیه و اشتیاق ایشان از اعزام و حضور در جبهه ها و روحیه دفاع از اسلام وانقلاب در هر جا و هر زمان: ایشان روحیه ای بسیار بالا و شوق زیاد برای حضور داشتن در جبهه جنگ را داشت . وقتی که رسانه های خبری بخش نامه ای را انتشار کرد که متولدین 1337 باید به سربازی بیایند بسیار خوشحال و با شوق زیاد خود را برای سربازی آماده کرد . قبل از این موضوع او بروشی می خواست خود را در جبهه حاضر سازد و بعد از این موضوع سریعاً به حوزه نظام وظیفه خود را معرفی کرد و بعد از چند روزی به لشکر 77 خراسان پیوست و بعد از آموزش لازم در جبهه جنگ حاضر شد .

فعالیتهای ایشان در طول جنگ و حضور در جبهه و شرکت در عملیاتها با ذکر نام عملیات: او در جبهه در قسمت تبلیغات شروع به فعالیت نموده و از قبیل پخش نوارهای مذهبی پخش پوستر درس دادن به بیسوادها و پرداخت حقوق سربازها به عهده ایشان بود و در عملیات فتح المبین شرکت و به درجه شهادت نائل گردید .

سمت های مختلف ایشان درجبهه ها: مسئول تبلیغات ، معلم،و غیره .

محل شهادت: شوش دانیال و تاریخ شهادت 1/1/1361 و نام عملیات فتح المبین

چگونگی شهادت: خط شکن ، محل دفن: بهشت زهراء، قطعه 24، ردیف 119

روحش شاد

راهش پر رهرو باد