زندگی نامه شهید عظیم ثابت قدم

 

*نگاهی به زندگی شهید عظیم ثابت قدم *

بسم الله الرحمن الرحیم

«السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین »

 

*امام خمینی(ره)*

شهداء گمنام مظلومترین شهدا هستند .

وقتیکه خداوند تبارک و تعالی عاشق کسی شد او را می خرد و خود او خوبیهای او و جانشین او در میان خانواده اوست .پس در این بین چه خوب است لحظه خریدن خدا معشوق خود را و همه در اینجاست .آن که عاشق است جسدش را نیز خود برمی دارد ، آری آنان که کسانی بودند و هستند که مصداق شعر را در خود عینیت داده اند :

هرکس که تو را شناخت جان را چه کند *فرزندو عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی *دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

برادر مفقود مان عظیم ثابت قدم از این قشر بود در 17 بهمن 1332 در خانواده ای متدین و متعهد متولد شد . او دوران طفولیت را در دامان مادری مهربان و مقید به احکام الهی گذراند . عظیم کم کم بزرگی می شد واز همان اوان کودکیش ادب و متانت او زبانزدفامیل و اقوام بود

بالاخره عظیم بحدی رسید که سایر تحصیلات ابتدایی را شروع می کرد، 3 سال از رفتن او به مدرسه نگذشته بود که واقعه یوم ا... 15 خرداد 42 اتفاق افتاد و از آنجایی که خانواده اش یک خانواده مذهبی بود و ریشه در اسلام داشت . پدر مرحومش او را همراه خود به راهپیمائیها و سخنرانیها می برد تا اینکه در یکی از مساجد وقتی ماموران حکومت ضد اسلامی به مسجد حمله می کنند ، پدرش او را برای جلوگیری از ضرب و شتم و زیردست و پا ماندن در داخل منار مسجد مخفی می کند و از اینجا بود که اعتقادات او به دین با ولایت و سیاست گره خورده و با این وصف او دوران ابتدایی را به اتمام رسانیده و پس از تحصیلات حوزه متوسطه بخدمت سربازی اعزام شده و پس از اتمام آن در 25/03/1354 در شرکت مخابرات مشغول بکار شد . مدتی را در مرکز تلفن شهید قندی در قسمت تعمیرات تلفن شهری سپری کرده تا اینکه به گروه بازرسی و شمارش می پیوندد ( انتصاب می شود) و از آن پس در مرکز تلفن شهید نواب صفوی در قسمت ذکر شده به ادامه خدمت مشغول می شود ، و ناگفته نماند که قبل از خدمت سربازی به هنگام تحصیلات حوزه متوسطه برای یاری رساندن به پدرش در مغازه ایشان که کفاشی و تولید کفش بود ، دراوقات فراغت و تابستان مشغول کار می شد .

انقلاب شروع شده بود و ایشان که هنوز خاطرات یوم ا... پانزده خرداد 42 را از یاد نبرده بود و همیشه در ذهنشان جای سوال باقی بود که چرا رژیم با روحانیت و اسلام رابطه خوبی ندارد . پیامهای پی در پی حضرت امام و سخنرانیها وافشاگریهای پشت سرهم روحانیون متعهد به سوال ایشان پاسخ خوبی بود و بگفته خود او (برادر مفقودمان ) بعد از انقلاب تولدی دوباره می یابد و دینی بزرگ ازاسلام در خود احساس می کند و همواره دنبال موقعیتی برای ادای این ، دین بود، از خاطرات ایشان در قبل از انقلاب همان واقعه 15 خرداد بود که یاد شد و بعد از انقلاب هم همراه اقشار مردم حزب ا... در اعتصابات و راهپیمائیها وزد و خوردهای مردم با مأمورین خود فروخته چه رشادتی که بخرج نمی دهد از آن جمله برخورداو با خود فروختگان آمریکائی در یوم ا... جمعه خونین 17 شهریور 57 بیادماندنی است . دوران انقلاب سپری می شود و ایشان همواره به دنبال ادای تکلیف با استفاده از رهنمودهای مکتب انسان ساز و امام امت به خودسازی مشغول می شود و در این طریق در اکثر انجمنهای اسلامی و کمیته های آن دوره از انقلاب شرکت داشت .تا اینکه رژیم صهیونیستی عراق از طریق ابر جنایتکاران تجهیز و مأموریت می یابد که ایران اسلامی را که به خیال همیشه باطل خویشان در صحنی عمومی بسر می برد و ارتش از هم گسیخته دارد مورد تاخت و تاز قرار دهد . آری اسلام ناب محمدی (ص) این درخت تنومند دین خدا که اکنون ریشه در اعماق قلوب میلیونها انسان در سراسر جهان فرو برده و مستحکم و پای بر جا ایستاده است همواره در طول پانزده قرن حیات خویش از سوی جباران و ستمکاران تاریخ همانهائی که احساس کرده اند وجود اسلام و رابطه دین با سیاست ، خطریست جدی بر علیه تاج و تختشان و سیاست و وقیام شان مورد تاخت و تاز بوده است و در این بیان حماسه های پر شکوه مردان خدا که برای حفظ اسلام و قرآن در میادین کارزار حاضر بودند و تا پای جان ایستادگی کردند واز دین و شرف خویش مردانه حمایت کردند ، چو چراغی پر فروغ و همچون کهکشانی پرنور روشنگر راه حقجویان و حقیقت طلبان است . یکی از آن مردان خدا سلحشور پاک باخته عظیم ثابت قدم می باشد .

بالاخره جمهوری اسلامی به رهبری امام امت که تهدیدی جدی بر علیه تمامی جهانخواران و ابر جنایتکاران بود و احساس می شد که این دفعه خشک کننده ریشه کفر والحاد است وارد جنگی نابرابر و ناخواسته می شود، در یک طرف جمهوری اسلامی یک کشور نو پا و جوان ،طرف دیگر در آنسو جبهه ای متعهد از شرق و غرب و تمام آنهائی که در قبل از انقلاب منافعی داشتند . او که بندنبال فرصتی بود تا تکلیف خویش را ادا کند ، اکنون که میدید در تداوم همان خط خون ، خط جهاد و شهادت و...... جهانان علی گونه و حسین وار ، وارد کارزار با دشمن خدا می شوند. هنوز چند ماهی از تولد دخترش اولین فرزند او نگذشته بود که خود را آماده نبرد می کند . او که در سال 1356 بفرموده امام صادق(ع) نصف دیگر ایمانش را با ازدواج تکمیل کرده بود و ثمره این ازدواج دو فرزند است که از او به یادگار مانده است ، مرضیه کلاس سوم (1358) و حامد آمادگی (1362)، با این وصف زندگی دنیوی را رها کرده و برای رسیدن به عشق و زندگی حقیقی عازم جبهه می شود .

بنگر به شکوه سوی حق تا ختنش *بر قله عشق پرچم افراختنش

برداشت در این میانه سردادن او* فتح است در این معرکه جان باختنش

در سال 1360 پس از چند ماه رزم بی امان در یکی از عملیاتهای چریکی سردار رشید اسلام شهید چمران داوطلبانه شرکت جسته و در این حرکت متهورانه پس از بدست آوردن پیروزیهای زیاد و شکست حصر ابادن از ناحیه چشم زخمی شده و مدت 10 روز در بیمارستان اهواز و بعد از آن 20 روز در بیمارستان 502 ارتش در تهران بستری بود، پس از مدتی استراحت و ادامه فعالیت خود در انجمنهای اسلامی با روحیه فراخی که داشت از آنجائیکه مشتاق دیدار یاربود ، هنوز شش ماه از تولد پسرش ،دومین فرزند او نگذشته بود که برای حراست از اسلام و قرآن به جبهه های نور علیه ظلمت هجرت کرد و در عملیات خیبر این حماسه بیاد ماندنی بسیجیان بیدار دل که گفتن از آن خامه را یارایی نیست فقط باید میدیدی جانبازیها و سربازیها را و پس از اتمام این ماموریت و برگشتن از عملیات غرور آفرین دیگر عظیم شکوفا شد و این شکوفایی به عینه در اعمالش ظهور یافته بود ، و روح لطیفش در کلاسهای سالک عارف شهید کلانتری عزیز صیقل خورده بود و بی تابانه منتظر پر کشیدن به ملا اعلی ، هنگامیکه حرف می زد غیر حق نمی گفت ، و چه با شکوه بود آوای حزن انگیز زیارت عاشورای او بعد از فریضه صبح که تا شهادتش قضا نشد و همواره می گفت: اگر زیارت عاشورا را همیشه بعد از نماز صبح بخوانید حتماً حاجتتان برآورده می شود .

بنگر که چگونه "من" رها کرد و گذشت * از خویش بریده عزم"ما" کرد و گذشت

"هل من" چوشید پای در راه نهاد *برخون"حسین(ع)" اقتدا کرد و گذشت

او که حاجتی نداشت جز فانی فی الله شدن ، در عملیات پیروزمند والفجر 8 روز 28/08/1364 آن روز بیادماندنی ، روزی که یاران اباعبدا... (ع) حماسه ها آفریدند و پاتک دشمن اسلام را که در طول جنگهای دنیا سنگیترین پاتک بود ، دفع کردند تا آنجا که می شد و آقایمان پیر جماران فرمودند :«فاو را خدا آزاد کرد.» آری آنروز سرانجام این عاشق دلداده ، بسیجی سلحشور و بیدار دل این پیر میدان دار عشق بود پس از نبردی قهرمانانه که این هنر مردان خداست .نشان داد که در عهد خویش ثابت قدم بود، و به آرزوی دیرینه اش رسیده ، پیکر مطهرش مفقود گشت و با حضور مولایش حسین (ع) مشرف گردید .

خداوند : مارا در ادامه راه شهیدان ثابت قدم بدار .

20/08/1367 یوم الجمعه

 

روحش شاد

راهش پر رهرو باد