سه شنبه ٠٨ بهمن ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اخبار > رزمنده مخابراتي از فتح خرمشهر مي‌گويد؛لطف خدا و خلوص رزمندگان خرمشهر را آزاد كرد
 


  چاپ        ارسال به دوست

رزمنده مخابراتي از فتح خرمشهر مي‌گويد؛لطف خدا و خلوص رزمندگان خرمشهر را آزاد كرد

موسی الرضا شبرنگی_«اگر لطف خدا نبود، اگر دل‌هاي پاك نبود،‌ اگر اخلاص و باطن پاك رزمنده‌ها نبود،‌ خرمشهر آزاد نمي‌شد. خدا كمك كرد و نيروهاي مخلص او به ميدان آمدند و خرمشهر آزاد شد. به فرموده امام راحلمان (ره) خرمشهر را خدا آزاد كرد.»
«عليرضا بديعي‌فرد» با اعتقاد بالايي اين سخنان را بر زبان جاري مي‌كند. رزمنده ديروز و همكار مخابراتي امروز متولد دزفول است. در يك خانواده مذهبي رشد مي‌كند و 13سال بيشتر ندارد كه هجوم نيروهاي متجاوز بعثي به خاك پاك كشورمان آغاز مي‌شود. بسياري از خانواده‌ها به عقب برمي‌گردند ولي او در كنار پدر به دفاع از ناموس و كشورش مي‌پردازد.
«جنگ شروع شد و من نيز خودم را به سپاه دزفول معرفي كردم. همانجا آموزش‌هاي لازم را در خارج از شهر دزفول فرا گرفته و در عمليات فتح‌المبين شركت كردم.»
عليرضا،‌ دانش‌آموز سال دوم راهنمايي بوده كه مدارس تعطيل مي‌شود و به جاي دفتر و كتاب قلم،‌ اسلحه به دست مي‌گيرد. خانواده او نيز در زيرزمين خانه خود در زمان موشك‌باران استقرار يافته اما هرگز حاضر به ترك و جلاي وطن خود نمي‌شود. در پاسخ به اين پرسش كه چرا مانند خيلي از مهاجرين جنگي به مناطق امن نرفته است،‌ مي‌گويد: اگر ما به جلو نمي‌رفتيم پس چه كسي بايد از مرزها دفاع مي‌كرد. من فرزند همين آب و خاكم. شهر من بود و اگرچه از همه ايران‌زمين مردان با غيرتي آمده بودند تا از خاك و دين و ناموس خود دفاع كنند،‌ اما جاي‌جاي آن شهر برايمان خاطره بود و نه تنها دزفول بلكه خرمشهر و تمامي سرزمين ايران را دوست داشتيم.»
«بديعي‌فرد»‌ به عنوان راننده توپ 106،‌ نيروي خدمه 106،‌ نيرو اطلاعات عمليات لشكر و همچنين به عنوان پيك لشكر خدمت مي‌كند. عمليات‌هاي فتح‌المبين،‌ بيت‌المقدس، رمضان والفجر مقدماتي، يك و هشت و عمليات خيبر از جمله عمليات‌هايي است كه او در آن شركت داشته اما مهم‌ترين و سرنوشت‌سازترين عملياتي كه در آن شركت كرد عمليات فتح خرمشهر است. او در اين باره مي‌گويد:‌ «آغاز عمليات فتح خرمشهر دهم ارديبهشت سال 61 بود. در آن زمان ما در دارخوين نزديك به شادگان مستقر بوديم. در جاده ماهشهر به اهواز قرارگاهي بود كه از آنجا به سمت شلمچه حركت كرديم. شبانه از آب كارون گذشتيم و پس از عبور از كارون به سمت جاده اهواز خرمشهر به راه افتاديم. با ياري خدا و اخلاص بچه‌ها عمليات به خوبي پيش مي‌رفت. با يكي از دوستانم مشغول بازرسي سايت پنج بوديم تا آنجا را پاكسازي كنيم. در يكي از سنگرها يكي از عراقي‌ها جا مانده بود. آنقدر التماس كرد و عكس خانواده‌اش را نشان داد كه ما او را آزاد كرديم. هرچند دوستان زيادي از ما نظير محمدحسين سمسارزاده،‌ عليرضا لطيف حداد و خيلي‌هاي ديگر شهيد شده بودند و ما به شدت ناراحت بوديم اما از همان ابتداي جنگ فهميديم سربازان عراقي ميان‌تهي هستند و با زور به جبهه‌ها آورده شده‌اند. آنها اعتقاد و باورهاي عميق بسيج‌هاي ما را نداشتند.»
خرمشهر كه آزاد مي‌شود او به عنوان نيروي اطلاعات عمليات پادگان كرخه به كار پاكسازي و شناسايي منطقه براي عمليات مي‌پردازد كه خبر عقب‌نشيني عراق و فتح كامل خرمشهر و شهرهاي ديگري از كشور را مي‌شنود.
عليرضا بديعي‌فرد چندين‌بار مجروح مي‌شود در عمليات آزادسازي فاو، بعد از مجروحيت در بيمارستان فاطمه زهرا (س)‌ كه عراق از بمب‌هاي شيميايي استفاده مي‌كند دوبار مجروح مي‌شود و به درمانگاه استاديوم تختي اهواز و سپس بيمارستان نواب تهران منتقل مي‌شود. در عمليات خيبر نيز از ناحيه صورت و هر دو پا مجروح شده و در عمليات رمضان نيز به همراه گردان ميثم در محاصره قرار مي‌گيرد و پنج گلوله به پاهايش وارد مي‌شود. در خود عمليات فتح خرمشهر در كنار دوستش غلامرضا زماني قرار مي‌گيرد كه بر اثر اصابت تركش دوستش شهيد مي‌شود و او از ناحيه دست چپ مجروح مي‌شود. «هربار كه مجروح مي‌شدم با خودم مي‌گفتم كه لياقت شهيد شدن را ندارم. فقط يك‌بار احساس كردم كه شهيد‌ شده‌ام و آن هم در عمليات رمضان بود كه ما را به سمت اهواز مي‌بردند تا بستري شويم. در حالت بيهوشي احساس كردم كه پرواز مي‌كنم. واقعاٌ روح از بدنم جدا شده بود اما ناگهان چشمانم باز شده متوجه شدم كه شهدا لياقت بسيار بيشتري از ما داشته‌اند.»
عليرضا خاطره‌اي از عمليات خيبر در طلائيه دارد: «قبل از آنكه در اين عمليات مجروح شوم،‌ يك دستگاه تويوتا پر از شهيد در حال انتقال شهدا به پشت جبهه بود. ما در سنگر نشسته بوديم و با حسرت به آنها نگاه مي‌كرديم. ناگهان ديديم يكي از شهدا از ماشين به پايين افتاد. به جلوتر رفتيم. ديديم نفس مي‌كشد. او را براي مداوا به بيمارستان فرستاديم و از خودمان به يادمان آمد كه چرا ما شهيد نمي‌شويم؟».
عليرضا بديعي‌فرد با 32 ماه و 20 روز حضور در جبهه هم‌اكنون داراي دو فرزند دختر و پسر به نام‌هاي فاطمه و حسين است و به عنوان متصدي خريد اداره كل مخابرات كرج فعاليت مي‌كند او وظيفه يك ايثارگر را در حال حاضر پشتيباني از ولايت فقيه، زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا و تداوم و گسترش فرهنگ بسيجي مي‌داند. او اعتقاد دارد: «جنگ ميدان سازندگي و خودسازي بود و بچه‌هاي جنگ بايد كه انتقال‌دهنده از خودگذشتگي‌ها و فرهنگ ايثار به نسل‌هاي امروز و آينده باشند. به فرموده امام راحلمان (ره) جنگ نعمت است. خيلي‌ها در جنگ ساخته و پرداخته شدند.»

 

برادرعلیرضابدیعی فرد

14


٠٩:٥٨ - يکشنبه ١ ارديبهشت ١٣٩٢    /    عدد : ٤٧٤٠٩    /    تعداد نمایش : ١٥٨٠


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 






/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 88141    |    بازديدکنندگان امروز : 73     |    کل بازديدکنندگان :  2637981    |    بازديدکنندگان آنلاين :  1    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.68 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد