چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
48
 

آقاي محمد علي اكبريان همكار شهيد كلانتري :
رييس خدمات وقت بودم افتخار داشتم كه با مديريت‌هاي وقت بخصوص شهيد كلانتري كه معاونت كل منطقه 9 بود همكاري داشته باشم. فكر مي‌كنم حدود 2 سال با ايشون همكاري نزديك داشتم از نحوه مديريت ايشون بنده لذت مي‌بردم ارتباط كاري نزديكي با ايشون داشتيم ما، ايشون مشكلات مشتركين رو با حسن اخلاق حل و فصل مي‌كردن الگوي مديريت بودن خصوصاً خصوصيات ايشون الگو گرفته به نظر من از حضرت امام يا كلاً شهيد رجائي بوده اين تيپي كار مي‌كردن زندگيشون هم خيلي ساده بود ايشون حاضر نشدن حتي از تعاوني مسكن كه ماها زمين گرفتيم عضو شديم زمين بگيرن با همون خونة كوچيكشون ساختن يه خاطره‌اي از ايشون داريم به عنوان خدمات خواستم مثلاً فرض كن حالا مديريت بودن ايشون من يه خدمتي كرده باشم رفتم عرض ادب كردم و گفتم كه اجازه بدين غذاتون رو ما بديم آبدارخونه گم كنن گفتن نه اين جمله براي ما خيلي جالب بود و الان هم داشتم مي‌اومدم اينجا يان يادم افتاد مطرح كنم گفتن حضرت امام خودش كارهاش رو انجام مي‌شود‌داد ما غذامون رو بديم آبدارخونه از زير ميز يه چراغ كوچيك پيك نيكي درآورد گذاشت جلوي پنجره غذاش رو گذاشت اونجا گرم بشه يه مشتري اومد اينا با هم شروع كردن بحث كردن غذا اونجا سوخت بعد من بعد از نماز مراجعه كردم گفتم كه حالا دوست هم نداشت كه بگيم آقاي مهندس اينا مي‌گفت با من راحت باشين گفتم آقاي مهندس من بخاطر اينكه غذا نسوزه گفتم بدين آبدارخونه گفت نه حالا اين دفعه اينطوري شد حدود 17 سال من تو قسمت منطقه 4 و 9 خدمت حاج آقا صحرائي، حاج آقا كريمي اينا بودم 16، 17 جا هم با مديريت‌هاي مختلف كار كردم به جرأت مي‌خوام اغرق كنم كه نديدم مديريت شهيد كلانتري و شهيد اسدي خدا رحمتشون كنه چقدر خالص و مخلص و ساده مديريت مي‌كردن و احجاف نكردن عدالتشون رو خيلي ديدم حتي منطقه 9 سابق ما فكر مي‌كرديم كه مثلاً مديريت‌ها رو از اينجا ما صادر مي‌كنيم، وارد نمي‌كرديم قرار شد كه يكي 2 تا از مديريت‌ها از منطقه 5 بيان اينجا من اومدم باهاش صحبت كردم و گفتم مگه اينجا ضعيف شده كه مي‌خواين صادر كنين گفت نه صلاح است كه از منطقه 5 بيان اينجا ايرادي نداره شما نگران نباشيد بهانه‌هايي كه مي‌رفتم بيش از 120 نفر مي‌رفتيم با جون و مال كار مي‌كردن يكي از اين روزها ناهارشون رو من مي‌خواستم تدارك ببنيم اين‌ها به عنوان خدمات باني پيدا كردم اومدم چلوكباب بردم براي سمت دماوند كارمون هم بذر چيدن بود تو بيابون كه مي‌پاشيدن و ما جمع مي‌كرديم ايشون انقدر دقت داشت دقيق بود فردا روز ما رو مي‌خواست به عنوان مدير گفتش كه آقا چلوكبابي كه ديروز دادي هزينش چقدر شد گفتم نمي‌دونم باني داشتم خلاصه سوال پيچمون كرد كه مطمئن بشه گفتش كه نكنه از بيت المال باشه گفتم نه آقا به اين شكل نيست آقاي گلستاني نامي باني شده از همكار است كارهاي پخت و پزش هم من خودم پيگير بودم نوشابش رو مثلاً فلاني، هندونش رو ميوش رو فلاني باني شده خيالتون راحت باشه تو كار خيلي دقت عمل داشتن براي ما كه ايشون واقعا الگو بودن و اين مدتي كه با اين آقايون من كار كردم بخصوص شهيد كلانتري و اسدي خيلي لذت بردم خدا رحمتشون كنه خوب‌ها رو مي‌برن ديگه


/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 205475    |    بازديدکنندگان امروز : 418     |    کل بازديدکنندگان :  2563903    |    بازديدکنندگان آنلاين :  1    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.44 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد