دوشنبه ٠١ مهر ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
82
 
خلعتي همکار شهيد حسين معزز: آشنايي من با ايشون در پول‌شماري كار با دستگاه بود و با هم دوست شديم. ايشون عشق و علاقه‌ي خاصي به ائمه معصومين داشت. يادمه از ابتداي محرم تا پايان صفر ايشون پيراهن مشكي مي‌پوشيدن. اوايل محرم 2،3 روز مرخصي مي‌گرفت و مي‌رفت كمك به هيئت محل مي‌كرد و خوشبختانه هنوز اون تكيه به ياري دوستاشون پابرجاست. البته ايشون از نظر مالي كم‌بضاعت بودند و هيچ‌وقت به زبان نمي‌آوردند. يك خونه كلنگي داشتن كه ايشون در يك اتاقي زندگي مي‌كردند و هيچ‌وقت گلايه‌اي نمي‌كردند. ما كه مسئول واحد بوديم زندگيمون نمي‌چرخيد چه برسه به ايشون كه حقوقشون از من پايين‌تر بود. خيلي مهربون و خيرخواه بودند. با اينكه خودشون نياز داشتن اما مي‌موند پيش من كه در امور وام كار مي‌كردم و تقاضاي وام براي يكي از دوستانش مي‌كرد. چندين بار ديدم كه براي همكار ديگر كه شرايط بدتري داشت مي‌كرد. در امور مسائل انقلاب و بسيج و هيئت فعال بودند و نسبت به انقلاب پايبندي خاصي داشت. به هر صورت در واحد پول شماري هم ايشون چشمانش ضعيف بود و بعد به نابينايي كامل رسيدن و به خاطر مشكلات مالي يك ماشين گرفته بود كه روش كار كنه كه من گفتم با اين شرايط بهتره رو ماشين كار نكني. كه ماشينو هم پس داد.

/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 207256    |    بازديدکنندگان امروز : 204     |    کل بازديدکنندگان :  2578343    |    بازديدکنندگان آنلاين :  1    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.33 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد