سه شنبه ٠١ آبان ١٣٩٧ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا دارد. «مقام معظم رهبری(مد)»
خاطرات افلاکیان امروز گنجینه شهدا وصایای شهدا نگارخانه

آخرین عناوین
 


  چاپ        ارسال به دوست

با کاروان نور بسیج مخابرات تهران

 

 

 

 

 

با کاروان نور
روز سوم سفرمان است و دو روز در یک چشم برهم زدن گذشت. امروز را در حالی آغاز می کنیم که هنوز ذهنم درگیر فدارکاری های مردم پاوه که در فیلم "چ " حاتمی کیا به تصویر کشیده  شده بود است و هنوز ذهنم از دستمال سرخ ها که با هم برای کمک و نجات مردم پاوه هم قسم شده بودند و با افتخار جان دادند خارج نمی شود و هنوز خیلی یاد 36 شهید دانش آموز ابتدایی روستای شمشیری که در حملات ددمنشانه دشمن در خاک و خون تپیدند ذهنم را گرفتار کرده است آری این آرامش و امنیتی که امروز داریم و از مناطق وطن مان با افتخار بازدید می کنیم و همه مدیون و مرهون خون های پاک و رشادت های رزمندگان دفاع مقدس است.
در شب گذشته در حالی که برای ارسال گزارش که به یکی از کافی نت ها شهر رفته بودیم مراسم فرهنگی و هنری راهیان نور در نماز خانه زائر سرای کربلای کرمانشاه برگزار شد، در این مراسم ضمن تقدیر از زحمات برادر یحیی محمدی مسئول هماهنگ کننده برنامه های بازدید در استان کرمانشاه ، کودکان حاضر در کاروان راهیان نور با اهدای جوایز تشویق شدند.
ساعت 8 صبح است هوا همچنان ابری و کمی سرد وباران نم نم می بارد ، اتوبوس برای بازدید از محورهای سرپل ذهاب که 140 کیلومتری شهر کرمانشاه وافع شده به راه افتاده است.


حماسه ارتفاعات بازی دراز سرپل ذهاب

در مسیر راه شنیدم یکی از جاهایی که قرار است بازدید کنیم ارتفاعات بازی دراز است، اسم آن برایم خیلی آشنا نیست ولی انگار بسیجیان و راویان دفاع مقدس خاطرات زیادی از آنجا دارند.
شهر سرپل ذهاب هویدا می شود از کمربندی این شهر مسیر را در ارتفاعات جاده ای پر پیچ و خم و خطرناک عبور می کنیم به بالای ارتفاعات می رسیم یادمان شهدای بازی دراز مشهور به" خانقای عرفان" دیده می شود، این ارتفاعات در جنوب غربی سرپل ذهاب قرار دارد که یکی از ارتفاعات استراتژیک منطقه می باشد که بر شهرهای سرپل ذهاب، قصر شیرین، نفت شهر در خاک ایران و شهرهای نفت خانه و خانقین در خاک عراق اشراف کامل دارد.
این ارتفاعات 1100 متری در تاریخ 15 مهر 59 بدون هرگونه درگیری به اشغال دشمن در آمد و با رشادت های و جانبازی های بسیاری پس از انجام 10 عملیات در تاریخ دوم اردیبهشت 1360 از جنگال متجاوزان آزاد شد.

حاج آقا صوفی یکی از راویان دفاع مقدس ازخاطرات بزرگی یاد می کند و می گوید: 120 نفر از رزمندگان گردان 9 خیابان شریعتی تهران به فرماندهی شهید علی موحد و شهید رضوانی با هم، هم قسم می شوند تا هر طور شده این ارتفاعات ارا آزاد کنند که تنها 6 نفر به بالای قله می رسند آنهم دو نفر از آنان به شدت مجروح شده بودند و هلی کوپتر های عراقی تلاش می کنند این 6 نفر را با خود ببرند ویا به شهادت برسانند و ارتفاعات را مجددا تصرف کنند و این شش نفر شروع می کنند به خواندن سوره قرآنی فیل که ناگهان دو هلی کوپتر به هم برخورد می کنند و این 6 نفر تعداد زیادی از عراقی ها را اسیر می کنند.
خانواده های شهدا و بسیجیان بالای این ارتفاعات و یادمان شهدا رسیدند صدای آهنگران محفلی معنوی بر پا کرده هر یک در گوشه ای با شهید یا معبود خود راز و نیاز می کنند، صدای گریه به یاد شهدای بازی دراز به آسمان بلند شده است.
احقاقی فرمانده حوزه در کنار من است و می گوید: "در سومین روز سفرمان میهمان شهدای بازی دراز هستیم ، مقام معظم رهبری می فرمایند: راهیان نور یک فناوری است و امروزه در عرصه فناوری اطلاعات به تصویر کشیدن رشادت ها جوانمردی ها و مجاهدت های ناگفته رزمندگان ما در 8 سال دفاع برای ما یک گنج است."
وی خاطرنشان می کند :اعضای کاروان راهیان نور هر یک می توانند به عنوان یک راوی در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تلاش کنند.
وی می افزاید: ما افسانه های زیادی در ارتباط با دلاوری های ایرانیان داریم و واقعیات زیادی در تاریخ سازی دوران مقدس توسط دلاور مردان وطنمان داشته ایم.
ارتفاعات بازی دراز بعنوان دیده بان صدام نیز معروف بود، راوی کاروان دلهای همه را به یاد شهدا و سالار شهدا امام حسین (ع) و یارانش می برد، و می گوید سرپل ذهاب را به شهدای بازی درازش می شناسند.

قصر شیرین ، شهری که در دفاع مقدس با خاک یکسان شد


بازی دراز را با خاطراتش ودلاوریهای رزمندگان ، برای بازدید از شهر مرزی ایران یعنی قصر شیرین پشت سر می گذاریم، شهری که از سه طرف همسایه خاک عراق است و شهری که در زمان دفاع به سرعت در محاصره قرار می گیرد و اولین شهر ایران است که به دست دشمن می افتد و مردم آن را اسیر می کنند در زمان جنگ تنها یک سقف در آن پا برجا ماند و بمباران نشده آن هم مهدیه قدیمی این شهر است.
قصر شیرین در زمان دفاع توسط دشمن متجاوز با خاک یکسان شده بود.
در حاشیه شهر به سمت مرز عراق بیمارستانی واقع است که در زمان دفاع مورد تهاجم قرار گرفته و تخریب شده است، اکنون بعنوان نمادمقاومت مورد بازدید کنندگان قرار می گیرداین شهر را نیز با خاطراتش و نخل های سر به فلک کشیده ودرختان لیمویش و مردم خونگرم و مهمان نوازش که قبل از انقلاب نیر یکی از شهرهای توریستی ایران و حتی خیابان هایش نیز به نام استان های کشورمان بودهم می گذاریم و برای بازگشت به کرمانشاه و دیدن تنگه مرصاد به راه می افتیم.

در مسیر راه پس از قصر شیرین به یادمان شهید بهشتی می رسیم که مرز ایران و عراق پیداست است، به یک گروه 5 نفره از رزمندگان دفاع مقدس بر می خوریم که پس از حدود 30 سال برای بازدید و تجدید خاطرات به قصر شیرین آمده بوند و از ما می خواهند خاطرات این مردم باید زنده بماند.

گردنه مرصاد


در مسیر برگشت پس از عبور از شهر سرپل ذهاب و دیدن مردمی که هنوز بسیاری از آنان در کانکس و چادر زندگی می کردند، در 40 کیلومتری کرمانشاه، به گردنه حسن آباد می رسیم، جایی که قتلگاه منافقین بوده از گردنه حسن آباد تا گردنه چهار زبر با مسافتی حدود کمتر از سه کیلومتر بیش از دو هزار نفر از منافقین به  هلاکت رسیدند.
راوی کاروان از عملیات مرصاد می گوید: در زمانی که ایران قطعنامه 598 را پذیرفت و بسیاری از نیروهای رزمنده به مرخصی رفته بودند، منافقین با پشتیبانی ارتش عراق در عملیاتی سواستفاده وغافلگیر کننده منافقین با بیش از 3000 تانک و حدود 5000 نیروی که 60 درصد را نیز خانم بودند، واز سرتا سر دنیا جمع شده بودند در31 تیرماه 67 از منطقه قصر شیرین به ایرن به قصد تصرف 3 روزه ایران حمله می کنند و به امید همراه شدن مردم و با وعده های دادن پست ومقام به نیروها واز هر شهر که رد می شدند فرماندار را تعیین می کردند. وبا نیروهای خود شهرهای قصرشیرین، سرپل ذهاب را تصرف می کنندو تا 40 کیلومتری کرمانشاه به سرعت پیش روی می کنند و به سرعت خبر پیش روی آنان به گوش نیروهای در حال مرخصی و سایر مناطق می رسد که به سرعت نیروها از هر کجای ایران خود را به منطقه می رسانند.
پاک طینت کارمند بخش خصوصی اداره یکی از رزمندگان دفاع مقدس آن روزهاست و می گوید: در منزلمان بودم زنگ زدند از پشت پنجره به من گفتند بیا پایین برویم دشمن حمله کرده، گفتم اجازه دهید لباس بپوشم گفت فقط هر چه سریعتر بیاوپیراهنم را درمسیر راه پوشیدم.
طاهری یکی دیگر از بسیجیان می گوید: در زمان عملیات مرصاد در تهران بودم به محض اطلاع سریعا بصورت انفرادی خود را به کرمانشاه رساندم گفتند به علت ازدحام نیرو ماشین نداریم و با پای پیاده چندین کیلومتر را آمدیم و در چند کیلومتری کرمانشاه فرمانده به ما گفت باید دیوار انسانی درست کنید، حجم نیروی در منطقه عملیاتی زیاد است وی گفت: باید 10 بار شهید شوید مبنی اینکه نگذارید یک نفر از دشمن رد از جلوی شما رد شود.
مهدی فراهانی می گوید: در آن زمان درلشکرعلی ابن ابیطالب بودم محل استقرارمان طاق بستان بود و در ماهی دشت موضع گرفتیم.
در این منطقه جنگ سختی در می گیرد و بسیاری از منافقین با کمک ارتش، سپاه و از جمله سپاه بدر هوا نیرو به فرماندهی صیاد شیرازی ضربه سختی به منافقین زدند و حمله آنان را در گردنه چهار زبر خفه کردند.
در این ایام 5 نفر از مهمترین یاران مخابرات استان تهران به نام های شهید کلانتری، شهید افریشم، شهید لطیفی ،شهید محسنیان وشهید حقیقی مردانه با دشمن جنگیدند و به درجه رفیع شهادت نایل شدند.

حضور خانواده شهیدکلانتری در محل حماسه مرصاد


غروب دلگیر و سختی در یادمان شهدای چهار زبراست. با حضور خانواده های شهدا و کاروانیان با مداحی راوی فضای غم انگیزی ایجاد شده است.
به ناگاه چشم به خانواده شهید کلانتری می افتد که کنار هم نشسته اند و به اطراف چهار زبر می نگرند اشک در چشمانشان حلقه زده ولی صبر را پیشه خود کرده اند، محمد کلانتری فرزند ارشد شهید کلانتری که به همراه مادر و خانواده خود جزو کاروانیان است، اشکش را با انگشت از روی گونه هایش پاک می کند و انگار من که پا برهنه به خلوتشان وارد شد ه ام و اجازه گفت وگو خواستم، محمد می گوید: پدرم و بچه های مخابرات جزو گروه امداد بودندو یک مجروح همراهشان بود که متاسفانه از پشت با گلوله دشمن به شهادت می رسد.
از وی خواستم احساسش را بیان کند که با افتخار گفت: من احساس غرور می کنم که پدرم در راه خدا و نجات کشور به شهادت رسید و اگر من هم آن زمان بودم قطعا همین کار را می کردم و من به پدرم و همه کسانی که با افتخار جنگیدند و شهید شدند می بالم، چون از خاک، ناموس، وطن و اسلام دفاع کردند.
وی می گوید: شهید مومن که از شهدای مخابرات است از وی می خواهند به امام توهین کند قبول نکرد و وی را به شهادت رساندند.
اذان مغرب به گوش می رسد به اقامه نماز در یادمان شهدای مرصاد می ایستیم.
مکبرمان ابوالفضل کلانتری نوه شهید کلانتری است که به یاد پدر بزرگش با صدای دلنشینش اذان می گوید و مکبرمان می شود. همه چیز با خلوص نیت است، قطعا روح شهید کلانتری و شهدای مخابرات از حضور فرزندان و همرزمانشان شاد است، آنقدر محفل با معنویت و صفاست که دل کاروانیان نمی خواهد از این بهشتیان جدا شوند.
اگر چه دل کندن سخت است ولی با یاد و خاطرات بازی دراز، قصر شیرین، گردنه حسن آباد و تنگه مرصاد و همه خاطرات رشادت ها با مراسم معنوی اختتامیه سفر خداحافظی می کنم وبه روح همه شهدا درود می فرستیم.
به سمت کرمانشاه حرکت می کنیم ومن در اتوبوس در دل شب به فکر فرو رفته ام که آیا ما راه شهدا را می رویم؟
آیا شهدا از ما راضی اند؟
به راستی چه باید کرد شهدا که به ما هستی ،امنیت و آرامش دادند ما چه کردیم ، وفقط با خودم گفتم خدایا ما را مدیون خون شهدا نکن.

 گزارش :آیت بذرافشان

عکس :علیرضا ترابی

 

عکس _علیرضا ترابی

20


٠٩:١٠ - سه شنبه ٨ خرداد ١٣٩٧    /    عدد : ٩٩٩٤٥    /    تعداد نمایش : ١٩٤


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سایر مطالب
شهیدی از تبار عاشوراِئیان
دیدار از مادر شهید
روز بزرگداشت مادران و همسران شهداء
دیدار با مادر شهید سیدجعفر حسینی کاشانی
دیدار با مادر شهید مهدی میرزایی فراهانی سفیدآبی
حضور در مراسم سالروز گرامیدشت مادر محترم شهید والامقام کریم صالح طبری
دیدار با مادر شهید محمد حسین شهسواری در مشهد مقدس
دیدارهمکاران اداره امور ایثارگران با خانواده شهید میر احمدی
مرهم ایثار بر زخم محرومیت های روزهای سخت نبرد
مردی از جنس بهار که می خواهد خط سومی باشد
 
   

 

 

 

 

 
   
 
   
 
   
 

/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 332484    |    بازديدکنندگان امروز : 56     |    کل بازديدکنندگان :  2424646    |    بازديدکنندگان آنلاين :  1    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.48 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد